السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
75
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )
ابن حجر در شرح حال « ابوبكربن محمدبن عمرو ابن حزم » متوفاى 117 ه - گويد : « عمربن عبدالعزيز به او نوشت كه : « علم را براى او بنويسد » و فرزند وى پس از وفاتش گفت : « آن نوشتهها از بين رفت ! » « 1 » همچنين ، تدوين شدههاى ديگران نيز باقى نماند ؛ تا آنگاه كه ابوجعفر منصور دوانيقى به حكومت رسيد و علما را بر تدوين علوم برانگيخت . ذهبى در ذكر حوادث سال 143 ه - گويد : « و در اين زمان ، علماى اسلام ، تدوين حديث و فقه و تفسير را آغاز كردند : ابن حريح در مكه به « تصانيف » پرداخت و سعيدبن ابىعروبه و حمّادبن سلمه و ديگران در بصره و اوزاعى در شام ، به نوشتن بخاستند ، و مالك در مدينه « موطّأ » را تصنيف كرد و ابن اسحاق « مغازى » را نوشت ، و معمّر در يمن و ابوحنيفه و ديگران در كوفه به نوشتن « فقه و رأى » پرداختند و سفيان ثورى كتاب جامع را تصنيف كرد ، و پس از اندكى ، هشيم به تصنيف كتابهاى خود پرداخت ، و ليث در مصر ، و ابنلهيعه و بعد ابنمبارك و ابويوسف و ابنوهب به تدوين و تبويب علوم پرداختند و از اين راه ، تدوين كتابهاى ادب و لغت و تاريخ و سيره فزونى گرفت ؛ و پيش از اين دوران ، ساير پيشوايان يا از حافظه خود سخن مىگفتند و يا علوم را از روى نوشتههاى صحيح نامرتب روايت مىكردند . و خداى را سپاس كه دستيابى به علم آسان گرديد و اعتماد بر حفظ به تدريج كاهش يافت و هر چه هست همه از آن خداست » . « 2 » و در « موسوعة الفقه الاسلامى » ( ج 1 ص 47 ) آمده است : « هنگامى كه منصور در سال 143 هجرى به حج رفت ، مالك را به نوشتن كتاب « موطّأ » برانگيخت ؛ همانگونه كه همراه با كارگزارانش ديگر علما را به تدوين و تأليف
--> ( 1 ) . تهذيب التهذيب ، ج 12 ص 39 . ( 2 ) . تاريخ الاسلام ذهبى ، ج 6 ص 6 ، و تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 261 . .